قیماغ

لغت نامه دهخدا

قیماغ. [ ق َ / ق ِ ] ( ترکی، اِ ) سرشیر. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خامه. رجوع به قیماق شود.

جمله سازی با قیماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای یار لطیف دلستان نازک قیماغ و عسل بیار و نان نازک

💡 قیماغ ز لطف عارض همچو شیر نان و عسل از لب و دهان نازک

پیش تخته یعنی چه؟
پیش تخته یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز