لغت نامه دهخدا
قویون. [ ] ( معرب، اِ )شوکران. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قونین شود.
قویون. [ ] ( معرب، اِ )شوکران. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به قونین شود.
شوکران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا در دهستان قره قویون جنوبی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۲۱۳نفر (۵۶ خانوار)
💡 ایلبلاغی، روستایی از توابع بخش قره قویون شهرستان شوط استان آذربایجان غربی کشور ایران است.
💡 دانابلاغ، روستایی از توابع بخش قره قویون شهرستان شوط استان آذربایجان غربی کشور ایران است.
💡 زنجیره (شوط) روستایی از توابع بخش قره قویون شهرستان شوط استان آذربایجان غربی کشور ایران است.
💡 دهستان چشمهسرا به مرکزیت مخور یکی از دهستانهای بخش قره قویون شهرستان شوط در استان آذربایجان غربی در کشور ایران است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۰، جمعیت آن ۶۳۴۳ نفر (در ۱۶۳۵ خانوار) بودهاست.
💡 حسنکندی، روستایی از توابع بخش قره قویون شهرستان شوط استان آذربایجان غربی کشور ایران است.