لغت نامه دهخدا
قهرمانلو. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نازلو بخش حومه شهرستان ارومیه، سکنه آن 430 تن. آب آن از شهرچای و محصول آن غلات، چغندر، کشمش، توتون و حبوب. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا جوراب بافی است. راه مالرو دارد. این ده در دو محل بفاصله 2 کیلومتر بنام قهرمانلوی بالا و قهرمانلوی پایین مشهور است و سکنه قهرمانلوی بالا 100 تن میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قهرمانلو. [ ق َ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل، سکنه آن 148 تن. آب آن از چشمه و رودخانه بالهاری. محصول آن غلات، حبوب و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
قهرمانلو. [ ق َ رَ] ( اِخ ) دهی است از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه، سکنه آن 361 تن. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوب و شغل اهالی آنجا زراعت و گله داری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).