قمش

لغت نامه دهخدا

قمش. [ ق َ ]( ع ص ) ردی و هیچکاره از هر چیز. ( اقرب الموارد ). ج،قُماش. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) فراهم آوردن چیزی از هر جای. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قمش. [ق ُ م ِ ] ( اِخ ) ده کوچک تازه آبادی است از دهستان ماهیدشت بالا بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در 39هزارگزی جنوب خاوری کرمانشاه و یک هزارگزی سخر. سکنه آن 40 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچک تازه آبادی است از دهستان ماهیدشت بالابخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع در ۳۹ هزار گزی جنوب خاوری کرمانشاه و یک هزار گزی سخر.

جمله سازی با قمش

💡 تپه مقبره نوح نبی مربوط به پیش‌از تاریخ- دوره اشکانیان - دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان دلفان، بخش کاکاوند، روستای قمش واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۸۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 سایر مادیهای بزرگ شهر اصفهان عبارت‌اند از ناجوان، نایج، شایج، قمش، و عبدالله خان. به‌طور کلی از سرچشمه زاینده‌رود تا گاوخونی ۱۵۴ مادی و نهر از این رودخانه جدا می‌شود. گمان می‌رود کلمه مادی مربوط به زمان مادها باشد

💡 مهدی قمشی استاد دانشگاه چمران اهواز و مشاور سابق استاندار خوزستان در امور آب می‌گوید اگر فقط ۹ کیلومتر مخزن سد گتوند جابه‌جا می‌شد، هیچ یک از این مشکلات پیش نمی‌آمد و فقط حجم مخزن سد اندکی کاهش می‌یافت. وی بیان داشت که در ساخت سد گتوند ملاحظات زمین‌شناسی به درستی مورد توجه قرار نگرفته ‌است.