لغت نامه دهخدا
( قشورة ) قشورة. [ ق َش ْ وَ رَ ] ( ع مص ) به چوبدستی زدن. ( منتهی الارب ): قشوره بالعصا؛ ضربه بها. ( از اقرب الموارد ).
( قشورة ) قشورة. [ ق َش ْ وَ رَ ] ( ع مص ) به چوبدستی زدن. ( منتهی الارب ): قشوره بالعصا؛ ضربه بها. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( انا الذى سمتنى امى حيدرهاكيلكم بالسيف كيل السندرهليث بغابات شديد قشوره )