قابلق

فرهنگ معین

(لُ ) [ تر. ] (اِ. ) کیسه یا جعبة کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویة مقوی می گذاشتند.

ویکی واژه

کیسه یا جعبة کوچک زرین مرصع به شکل قایق که در آن دستمال، عطر و ادویة مقوی می‌گذاشتند.

جمله سازی با قابلق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهتر به منزله ى پيشخدمت باشى، يا رييس خلوت شاه بود و از ميان خواجه گان سفيد انتخاب مى گشت. اين خواجه هرگز از شاه جدا نمى شد و از تمام اركان دولت صفوى، چه در مجالس عمومى و چه در خلوت، به او نزديك تر بود. غذاى شاه را او مراقبت مى كرد، پوشاندن با كندن لباس شاه از وظايف وى بود، جواهر و زر و زيورش را او نگاه مى داشت. پول نقدى كه شاه قصد پرداخت آن را داشت به دست او داده مى شد. وى هميشه بر كمر خود كيسه يا جعبه ى كوچك زرين موضعى به شكل قايق داشت كه آن را قابلق مى گفتند و پيوسته در آن دو يا سه دستمال سفيد و كوچك، با عطر و حب هاى ترياك و ادويه ى مقوى مهيا بود تا اگر شاه بخواهد، بى درنگ تقديم كند. اين جعبه ى كوچك نشانى از مقام بلند مهتر به شمار مى رفت و چون او به گوش شاه از هر كس نزديك تر بود مى توانست به ميل خود به دوستان خدمت و در حق دشمنان سعابت كند. مخصوصا اگر پادشاه خردسال يا بى اراده بود، مهتر فرمانرواى واقعى كشور مى شد.

تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز