ایرَج میرزا (تبریز ۱۲۵۳ـ تهران ۱۳۰۴ش)
(ملقب به جلال الممالک) شاعر ایرانی. پدرش، صدرالشّعرا، شاعر بود، در کارهای دیوانی مشارکت داشت و نوۀ فتحعلی شاه بود. ایرج میرزا در دورۀ نوجوانی پدر را ازدست داد و در دستگاه ادیب نامور دورۀ ناصری، امیرنظام گرّوسی، بالید. همراهِ فرزند او زبان فرانسوی آموخت و در حوزۀ آشتیانی های تبریز با دانش های ادبی آشنایی یافت. ایرج میرزا، مانند پدر، ذوق شعری داشت و لقب فخرالشّعرا یافت. اما شعرگویی به شیوۀ سنتی گویندگان درباری را نمی پسندید و به دبیری پرداخت. او منشی چند پیشکار آذربایجان، مانند امین الدوله، نظام السّلطنه و فخرالسّلطنه شد. به ریاست گمرگ کردستان و کرمانشاه رسید، ادارۀ عتیقات وزارت معارف را برعهده گرفت و معاون و رئیس مالیۀ خراسان شد. به عارضۀ قلبی درگذشت و در گورستان ظهیرالدولۀ تجریش تهران به خاک سپرده شد. ایرج میرزا، به احتمال، به سبب نسب قاجاری خود، با مشروطه خواهان همراهی نداشت. اما به تجدد اجتماعی و فرهنگی اعتقاد داشت. در زبان شعرهایش، بیشتر، به سعدی نظر داشت و طبع روان او، نه تنها در میان شاعران هم عصر، بلکه در میان تمامی شاعران قرن ۲۰ برجستگی خاصی دارد. با آن که در اغلب قالب های شعر طبع خود را آزموده است، اما در قالب هایی چون مثنوی و قطعه توانایی اش آشکارتر است. او خود را «سعدی عصر» نامیده است و برخی از ادیبان و شاعران نام آور این عصر، مانند ملک الشعراء بهار، بر این داوری صحّه گذاشته اند. دیوانش را محمدجعفر محجوب گرد آورده و به تفصیل دربارۀ شرح احوال و آثار او سخن گفته است (تهران، ۱۳۴۲).
[ویکی فقه] ایرج میرزا؛، نخستین علم دار تجدد در شعر فارسی بود.
ایرج میرزا، بزرگ ترین شاعر مشروطه، در آبان ماه سال ۱۳۵۲ قمری در تبریز دیده به جهان گشود. وی سادگی سخن را در شعر فارسی به پایه ای رساند که در زمان خودش تصور نمی شد و سکه آغاز تجدد و نوآوری در شعر فارسی به نام او زده شد.
رشدونمو در خانواده ای هنری
پدر وی غلام حسین میرزا ملقب به صدر الشعرا (با تخلص بهجت) از شعرای معروف عصر خود بود و جدش ملک ایرج میرزا، پسر فتحعلی شاه نیز اهل شعر و ادب بود. ایرج میرزا در دامان چنین خانواده ای رشدونمو یافت و بعد ها از نظر جوهر شعر و پایه شعری بر بسیاری از هم عصران خود برتری یافت برتری یافت.
تحصیلات
وی در دوران کودکی به فراگیری زبان و ادبیات فارسی، فرانسه و عربی پرداخت و در نزد اساتید بزرگ زمان خود محمدتقی عارف اصفهانی و میرزا نصرالله بهار تحصیل کرد. ایرج شاعری را از نوجوانی آغاز کرد.
سفرها و مشاغل
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرگ ایرج میرزا، منجر به ناتمام بودن داستان میشود و نمیتوان دریافت که ایرج، چگونه میخواسته داستان را به پایان ببرد. اما با توجه به اینکه شاعر، اصل داستان به زبان انگلیسی را در دست داشته و در نسخۀ اصلی، داستان با مرگ آدونیس و ناکامی ونوس به پایان میرسد، میتوان نتیجه گرفت که داستان ایرج نیز با سرانجامی غمانگیز روبرو میشدهاست.
💡 زهره و منوچهر شعر بلندی از ایرج میرزا است که در قالب مثنوی و در وزن «مفتعلن مفتعلن فاعلن» سروده شدهاست. این شعر که با مطلعِ «صبح نتابیده هنوز آفتاب / وا نشده دیدهٔ نرگس ز خواب» آغاز میشود، محصول آخرین سال عمر وی بود و نتوانست آن را به پایان برساند.
💡 در این زمان مردان مشروطهخواه روشنفکری همچون میرزاده عشقی، ملکالشعرا بهار، ایرج میرزا و… نیز از جنبش نوخاسته حقوق زنان حمایت میکردند به ویژه در حق تحصیل و کنار گذاشتن حجاب. مثلاً در ۱۲ مرداد ۱۲۹۰ محمدتقی وکیلالرعایا، نماینده مجلس نخستین بار در ایران برابری زن و مرد را در مجلس شورا مطرح کرده و خواستار حق رأی برای زنان شد که مجلس را شوکه کرد و با مخالفت یکی از روحانیان مجلس مواجه شد.
💡 نصیرخان در انتخابات دوره چهارم مجلس شورای ملی، از منطقه بختیاری به نمایندگی مجلس انتخاب شد و قدم به عمارت بهارستان نهاد. در این دوره از اقامت وی در تهران، منزل او محفل شعرا و نویسندگانی چون ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار و… بود. فرخی یزدی در مدح وی فتح نامهای به نظم درآوردهاست.
💡 داستان زهره و منوچهر برگرفته از ماجرای عشق «ونوس و آدونیس» از اساطیر رومی است. در طول تاریخ شاعران و نویسندگان بزرگی آثار مهمی را مورد این عشق نافرجام و تلخ خلق کردهاند از جمله منظومه ونوس و آدونیس اثر ویلیام شکسپیر که شعر ایرج میرزا نیز برداشت آزادی از شکسپیر است. البته ایرج تغییرات زیادی در داستان داده و به هیچ وجه نمیتوان این اثر را ترجمه اثر شکسپیر دانست.