قابل انعقاد

لغت نامه دهخدا

قابل انعقاد. [ ب ِ ل ِ اِ ع ِ ] ( ص مرکب ) انعقادپذیر. منعقد شدنی.

فرهنگ فارسی

انعقاد پذیر منعقد شدنی

جمله سازی با قابل انعقاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در صورتى كه مفتى احساس كند كه راهى به نفع مستفتى وجود دارد و از اين رهگذر، ضررو زيانى به حق كسى وارد نمى سازد بايد او را به همان راه ارشاد كند، مثلا اگر كسىسوگند ياد كند هه هزينه همسرش را به مدت يكماه نپردازد (در صورتى كه سوگند اواز نظر شرايط قسم، قابل انعقاد باشد) لازم است مفتى راه گشاىمشكل او بوده و به وى تعليم دهد كه مى تواند نفقه همسرش را از مهريه او بپردازد، و يابه او قرض دهد، و مايحتاج يكماهه او را به وى بفروشد و سپس ذمه او را از اين قرض ويا از قيمت مايحتاج او برى سازد؛ چنانكه نقل شده است كه شخصى به يكى از علماء گفت: من سوگند ياد كردم كه در روز ماه رمضان با همسرم زناشوئى كنم و كفاره هم ندهم وضمنا مرتكب گناهى هم نگردم. آن شخص عالم و دانشمند به او گفت با همسرت در ماهرمضان مسافرت كن (تا از اين طريق - ضمن وفاى به سوگند خود - مرتكب گناهىنگردى و كفاره روزه نيز بر تو واجب نشود).

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز