لغت نامه دهخدا
قاب بازی. ( حامص مرکب ) نوعی بازی که با قاب گوسفند کنند. بازی با پژول ( بُجُل ) گوسفند و مانند آن.
قاب بازی. ( حامص مرکب ) نوعی بازی که با قاب گوسفند کنند. بازی با پژول ( بُجُل ) گوسفند و مانند آن.
(حامص. ) = قاپ بازی: در عهد شاه عباس بزرگ معمول بود که با قاب (گوسفند ) بازی می کردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده می شد.
نوعی بازی و قمار که با قاب یا بجول گوسفند انجام می شود، بجول بازی.
۱ - بازی با قاب توضیح در عهد شاه عباس بزرگ معمول بود که با قاب ( گوسفند ) بازی میکردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده می شد ۲ - قمار بازی.
رجوع شود به:قاپ بازی
قاپ بازی: در عهد شاه عباس بزرگ معمول بود که با قاب (گوسفند)
بازی میکردند. یک طرف قاب دزد و طرف دیگر آن عاشق نامیده میشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیهای قدیمی دشتک: هفت سنگ، لپور بازی، قاب بازی، خاگ بازی، چش بگیرک، درنه بازی،