فیروزگون

لغت نامه دهخدا

فیروزگون. [ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) رجوع به فیروزه گون شود.

جمله سازی با فیروزگون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون قضای گنبد فیروزگون همتت بر کارها پیروز باد