لغت نامه دهخدا
فکندنی. [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( ص لیاقت ) افکندنی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فکندن و افکندنی شود.
فکندنی. [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( ص لیاقت ) افکندنی. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فکندن و افکندنی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل نو بهار تنزهی ثمر نهال تجردی بهکجاست بار تعلقی که کشی به دوش فکندنی
💡 فکندنی است به خاک سیاه چون زر قلب رخی که نیست بر او نقش سیلی استاد