فلک مرتبت

لغت نامه دهخدا

فلک مرتبت. [ ف َ ل َ م َ ت َ ب َ ] ( ص مرکب ) کسی که درجه و مقام او با فلک برابر است. بلندمرتبه. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که درجه و مقام او با فلک برابر است بلند مرتبه

جمله سازی با فلک مرتبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر رتبت والا طلبی علم طلب کن کز علم برون زیر فلک مرتبتی نیست

💡 در آن دوران باستانی، پادشاهان و امپراتورهای فلک مرتبت با شکوه و جلال تمام بر تخت‌های طلایی خود می‌نشستند و دستورات خود را به تمام قلمرو ابلاغ می‌کردند.

💡 او با وجود اینکه فردی بسیار فلک مرتبت و قدرتمند بود، اما همواره سعی می‌کرد با فروتنی و تواضع با مردم عادی و رعایای خود برخورد داشته باشد.

💡 شاعر در اشعار خود از بزرگان و شخصیت‌های فلک مرتبت یاد کرده است که نامشان در تاریخ با افتخار و احترام بسیار زیادی ثبت شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران