فرهنگ معین
( ~. ~. شُ دِ ) [ ع - فا. ] (ص. )نوعی دشنام، خلاصه ای از چند فحش و ناسزا.
( ~. ~. شُ دِ ) [ ع - فا. ] (ص. )نوعی دشنام، خلاصه ای از چند فحش و ناسزا.
نوعی دشنام، خلاصهای از چند فحش و ناسزا.
💡 مروان با ناراحتى نزد اسامه آمد و به او گفت خواستى جاى نمازت را به رخ مردم بكشىاى فلان فلان شده...