فعرفهم
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عرف (۶۹ بار)ف (۲۹۹۹ بار)هم (۳۸۹۶ بار)
معرفت و عرفان به معنی درک و شناختن است.. بر یوسف داخل شدند یوسف آنها را شناخت در حالیکه آنها او را نمیشناختند. راغب گفته: معرفت و عرفان درک و شناختن شیء است با تفکّر و تدبر در اثر آن و آن از علم اخص است... گویند «فُلانٌ یَعْرِفُ اللهَ» نگویند «یَعلَمُ اللهَ»... که معرفت بشر به خدا با تفکّر در آثار اوست نه با ادراک ذاتش و گویند: «اَللّهُ یَعْلَمُ کَذا» نگویند: «یَعْرِفُ کَذا» زیرا که معرفت از علم قاصر است و در حال از تفکّر استعمال میشود. خلاصه آن که: عرفان نسبت به علم شناخت ناقصی است و آن از تفکّر در آثار شیء ناشی میشود.
جمله سازی با فعرفهم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و جاء اخوه يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون (58)
💡 آيات (58) تا (62): و جاء اخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون...
💡 تا مامورين به اطلاع يوسف برسانند، هنگامى كه مامورين گزارش كاروان فلسطين رادادند، يوسف در ميان در خواست كنندگان غلات نام برادران خود را ديد، و آنها را شناخت ودستور داد، بدون آنكه كسى بفهمد آنان برادر وى هستند احضار شوند و آنچنانكه قرآنمى گويد برادران يوسف آمدند و بر او وارد شدند او آنها را شناخت، ولى آنها وى رانشناختند (و جاء اخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون ).
💡 و جاء اخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون(58)
💡 بخلاف يوسف، كه برادران را در آن وضعى كه ديده بود الان نيز در همان وضع مىبيند و كياست و فراست نبوت هم كمكش مى كند و بى درنگ ايشان را مى شناسد همچنانكهفرمود: (و جاء اخوه يوسف فدخلوا عليه فعرفهم و هم له منكرون ).