فرهنگ معین
(فَ عَ ) [ ع فظاعة. ] (اِمص. ) شناعت، بدی.
(فَ عَ ) [ ع فظاعة. ] (اِمص. ) شناعت، بدی.
از حد درگذشتن در رسوایی و زشتی.
شناعت، بدی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (ان شاء اللّه ) و خواهيم ديد كه خداى تعالى بعد از آيات مورد بحث درخلال هفت آيه پشت سرهم فظاعت و زشتى آنرا بيان مى كند، و مى فرمايد: رواج آن، فساددنيا را به دنبال مى آورد، و اين خود يكى از پيشگوئيهاى قرآن كريم است، كه در ايامنزول قرآن جنينى بود در رحم روزگار، و مادر روزگار اين جنين را در عهد ما زائيد، وثمرات تلخش را بما چشانيد.
💡 خزى بليّه و شرّى است كه ذلّت، رسوايى و خوارى را در پى داشته باشد و نكره بودن آن در آيه بيانگر شدّت و فظاعت آن است و چنان كه نظام الدين نيشابورى گفته، ظاهر اين است كه اختصاص به عقوبت خاص ندارد(926) و شامل همه ءآنچه بنى اسرائيل در طول تارخ به آن مبتلا شدند، از جلاى وطن بنى نضير و كشته شدن بنى قريظه و غلبه دشمن بر آنان و پرداختن جزيه و ساير عقوبت ها مى شود، و اين كه بعضى (927) آن را به خصوص كشته شدن بنى قريظه يا جلاى وطن بنى نضير به منطقه اءذرعات و اءريحاء از كشور شام اختصاص داده اند، وجهى ندارد.