فطح

لغت نامه دهخدا

فطح. [ ف َ ] ( ع مص ) پهن کردن.( تاج المصادر بیهقی ) ( از اقرب الموارد ). || با چوبدستی زدن. ( از اقرب الموارد ). || انداختن زن بچه را. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

پهن کردن. یا چوبدستی زدن

جمله سازی با فطح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبداللّه بن هلال از جمله افرادى است كه معتقد به امامت عبداللّه أ فطح بود

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
سرو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز