فرو شکستن

لغت نامه دهخدا

فروشکستن. [ ف ُ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) شکستن. رجوع به شکستن شود. || شکست دادن و خوار کردن.دماغ سوزاندن: اگر کسی دماغی دارد او را فروشکند و دعوی از سر بیرون کند. ( تذکرة الاولیاء ).

فرهنگ فارسی

شکستن. دماغ سوزاندن

جمله سازی با فرو شکستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرو شکستن این بندگان بجبر و بقهر کمال سلطنت و قدرت خداوندیست

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز