لغت نامه دهخدا
فرق بند. [ ف َ ب َ ] ( اِمرکب ) آنچه بر سر بندند. دستار. عصابه:
به گرد فرق هر سرو بلندی
عراقی وار بسته فرق بندی.نظامی.
فرق بند. [ ف َ ب َ ] ( اِمرکب ) آنچه بر سر بندند. دستار. عصابه:
به گرد فرق هر سرو بلندی
عراقی وار بسته فرق بندی.نظامی.
آنچه بر سر بندند. دستار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل از قیدم رهان کاین رشته برپای ندارد فرق بندی یا گشایی