فراق زده

فرهنگ عمید

فراق دیده، فراق کشیده، مهجور، هجران کشیده، مبتلا به درد فراق.

جمله سازی با فراق زده

💡 (روزى در سرداب شريف بوديم با اهل بيت عالم ربانى و مؤ يد سبحانى ملا زينالعابدين سلماسى در آن ايّام كه مجاور سرّ من راءى بود، به جهت بناى قلعه آن بلد. و آنروز، روز جمعه بود و جناب آخوند مشغول شد به خواندن دعاى ندبه معروفه و چون زنِمصيبت زده و مُحبّ فراق زده، مى گريست و ناله مى كرد و ما با او در گريه و ناله متابعتمى كرديم.