فانفلق
مترادفها
سپیدهدم، سپیده، طلوع
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)فلق (۴ بار)
«انفلق» از مادّه «فَلْق» (بر وزن فرق) به معنای شکافته شدن است; و «فِرق» (بر وزن رزق) از مادّه «فَرْق» (بر وزن حلق) به معنای جدا شدن است. به تعبیر دیگر (به گونه ای که «راغب» در «مفردات» می گوید) فرقِ «فلق» و «فرق» این است که اولی اشاره به شکافتن می کند و دومی جدا شدن; و لذا «فرقه» و «فرق» به قطعه یا جماعتی گفته می شود که از بقیه جدا گردد.
(بر وزن فرس) شکافتن. «فَلَقَ الشَّیْءَ فَلْقاً: شَقَّهُ». فالق:شکافنده انفلاق شکافته شدن. دریا بشکافت و هر قسمتش مانند کوه بزرگی گردید.. خدا شکافنده دانه و هسته است.. شکافنده صبح است و شب را وقت آرامش قرار داده است.. فلق (بر وزن فرس) اسم مصدر است به معنی شکافته شده طبرسی آن را شکاف وسیع گفته، در قاموس و اقرب چند معنی از قبیل صبح، دره، شکاف گفته و نیز گفتهاند: «اَلْخَلْقُ کُلُّهُ». مخلوق را از آن فلق گویند که خداوند آنها را همانطور که در «فطر» گفته شد با شکافتن و شکفتن به وجود آورده است. به نظر نگارنده مراد از «فلق» در آیه همه خلق است نه صبح گرچه آن نیز از مصادیق فلق است یعنی: بگو پناه میبرم به پروردگار خلق از شر آنچه خلق کرده دو آیه از حیث عموم با هم مساوی اند ناگفته نماند همه مخلوق دارای جنبه خیر و شر اند اتومبیل دارای خیر است که شخص را به مقصد میرساند و دارای شر است که در اثر سقوط هم خودش از بین میرود و هم شخص را از بین میبرد. پول دارای خیر است که شخص را به هدف میرساند و دارای شر است که شاید برای گرفتن و بردن آن شخص را بکشند، نفت دارای خیر است که منزل را گرم میکند و دارای شر است که شاید منزل را در اثر غفلت به آتش بکشد و بسوزاند. بدین حساب همه اشیاء دارای دو جنبه خیر و شراند و آیه مبین آن است که باید از شر همه مخلوقات به خدا پناه برد و خیر آنها را از خدا خواست و چون جز خدا کسی نمیتواند شرور مخلوقات را از انسان برگرداند و منافع آنها را به وی روی آور کند لذا باید به خدا پناه برد که آفریننده آنهاست و زمام همه به دست اوست «ازمه الامور طراً بیده». غاسق که به معنی هجوم کننده در پنهانی است ظاهراً از حیث عموم مساوی با «ماخَلَق» است زیرا شرور مخلوقات پنهانی و بی خبر و ناگهان به انسان هجوم میکنند چنانکه در «غسق» گذشت. و اگر مراد از «اَلنَّفاثات»نیروهای دمنده و از «العقد» مواد اولیه باشد این آیه نیز در ردیف آیات ماقبل است مثلا خاک، آب، املاح، کربن هوا هر یک بسته و گره خورده مخصوصی اند نیروهای مخصوص به آنها دمیده و قسمتی از آنها را کنده و در اثر تخلیط شیمیائی یک سیب یا میوه دیگر یا انسان و غیره به وجود میآید پس مواد اولیه که خزائن خدایند در اثر دمیدن آن نیروها به چیزهای دیگر مبدل میشوند و چون این دمیدن و دمیده شدن شری نیز در بردارند لذا از شر آنها به خدا پناه میبریم. واللَّهالعالم. رجو شود به «نفث».
جمله سازی با فانفلق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتاب: تعبير(فتاب عليكم ) از خداوند است، نه موساى كليم و عطف بر محذوف است؛يعنى ((فتبتم، فتاب عليكم ))،مانند (فانفلق ) در آيه فاءوحينا الى موسى ان اضرببعصاك البحر فانفلق...؛ يعنى ضَرَبَ فانفلق (1017) كهفعل ضَرَبَ به قرينه انفلاق محذوف است.
💡 خامسا، در آيه اى ديگرمى فرمايد: فانفلق فكانكل فرق كالطود العظيم، چون عصا را به دريا زد ديواره هاى آب مانند سدّ و كوهعظيمى شد. شكى نيست كه آب دريا در حال جزر چنين حالتى پيدا نمى كند و در اين حدّ،ارتفاع نمى يابد.
💡 فاوحينا الى موسى ان اضرب بعصاك البحر فانفلق فكانكل فرق كالطود العظيم. يعنى پس به موسى وحى كرديم كه عصاى خود را به دريا (ىنيل ) بزن، پس بشكافت و آب هر قسمت چون كوهى بزرگ بر روى هم قرار گرفت.(شعراء/ 36).
💡 در ماجراى مادر موسى عليه السلام به دريا امر شد كه امانت الهى رابه سلامت بهساحل برساند و در جريان موساى كليم عليه السلام نيز تصريح به دستور انفلاقدريا صادر نشد، ليكن تصريح امر به ضرب دريا به منزله امر كردن به دريا بهامتثال و انفلاق است.: فاوحينا الى موسى ان اضرب بعصاك البحر فانفلق.
💡 91- اشاره است به قول خداوند متعال: فاءوحينا الى موسى اءن اضرببعصاك البحر فانفلق فكان كل فرق كالطود العظيم پس به موسى وحىكرديم كه عصايت را بر دريا بزن و هر پاره چون كوهى عظيم گشت (سوره شعراء (26)،آيه 63.)