لغت نامه دهخدا
فارانی. ( اِخ ) ابومنصور محمدبن بکربن اسماعیل سمرقندی فارانی. از محدثان و منسوب به قریه فاران از نواحی سغد از ایالت سمرقند بود. رجوع به معجم البلدان شود.
فارانی. ( اِخ ) ابومنصور محمدبن بکربن اسماعیل سمرقندی فارانی. از محدثان و منسوب به قریه فاران از نواحی سغد از ایالت سمرقند بود. رجوع به معجم البلدان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آزوادو با سفیر ماریا ناصره فارانی (یک دیپلمات حرفهای برزیلی همانند خودش) ازدواج کرد. وی در حال حاضر (۲۰۲۰) رئیس مأموریتهای دائمی برزیل در دفاتر سازمان ملل در ژنو است و حاصل ازدواج آنها دو دختر هستند.
💡 پس از سقوط کمونیستان و با به قدرت رسیدن مجاهدین، سرود ملی افغانستان تغییر نمود. سرود ملی افغانستان در زمان حکومت مجاهدین به زبان فارسی بود که شعر آن را داود فارانی سروده بود.