فادر

لغت نامه دهخدا

فادر. [ دِ ] ( ع ص ) گوشت پخته سردشده. || بز کوهی پیر یا جوان ( از اضداد است ). ج، فوادر، فدر،فدور، مفدرة. || ماده شتری که از شتران دیگر جدا مانده باشد. ج، فوادر. ( اقرب الموارد ). || گشن سست و بازایستاده از گشنی. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گوشت پخته سرد شده. یا بز کوهی پیر و جوان. جمع فوادر و فدر و فدرو و مفدره.

جمله سازی با فادر

💡 در ترانهٔ پاپ فادر گروه بلک کتس از این مکان با نام «کازینو کوچینی» به عنوان محل فعالیت گروه بلک کتس یاد می‌شود.

💡 خانه رجب پور( کل فادر بنی سابق) مربوط به دوره قاجار است و در مشهد، خیابان شیراز ۲۰، کوچه باغ عنبر، پلاک ۱۴۸ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۳۸۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.