لغت نامه دهخدا
غوطه گاه. [ طَ / طِ ] ( اِ مرکب ) جای غوص و فرورفتن در آب. ( ناظم الاطباء ). جای غوطه خوردن.جای فرورفتن. رجوع به غوطه و غوته شود:
کشید از غوطه گاه اژدهاتیغ
چو برق ناف سوز از سینه میغ.حکیم زلالی ( از آنندراج ).
غوطه گاه. [ طَ / طِ ] ( اِ مرکب ) جای غوص و فرورفتن در آب. ( ناظم الاطباء ). جای غوطه خوردن.جای فرورفتن. رجوع به غوطه و غوته شود:
کشید از غوطه گاه اژدهاتیغ
چو برق ناف سوز از سینه میغ.حکیم زلالی ( از آنندراج ).
( اسم ) محل فرو رفتن در آب جای غوطه خوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم آبی چشمم را درین دریای اشک گاه در خون غوطه گاه از آه منبر یافتم