غسیق
مترادفها
تاریک، سیاه، شب
متضادها
روشن، درخشان
لغت نامه دهخدا
غسیق. [ غ َ ] ( ع اِ ) ستاره دنباله دار. ( دزی ج 2 ص 212 ).
جمله سازی با غسیق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناخوانده همچو روزی نیک اختران رسید با طلعتی چو روز شب قیرگون غسیق