عیش ران

لغت نامه دهخدا

عیش ران. [ ع َ / ع ِ ] ( نف مرکب ) عیش کننده. خوش گذران:
هر مه که به یک وطن مه و خور
با هم چو دو عیش ران ببینم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

عیش کننده خوش گذران

جمله سازی با عیش ران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر مه که به یک وطن مه و خور با همچو دو عیش ران ببینم

💡 به بزم شاه جهان عیش ران و شادی کن خدایگان جهان آفتاب عالم‌تاب

💡 خوش افتاده‌ستش آنجا عیش رانی فروچیده بساط شادمانی

💡 به هر جانب که رخش عیش رانی کند عیش و نشاطت همعنانی

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
قلقلک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز