لغت نامه دهخدا
عورتی. [ ع َ / عُو رَ تا ] ( اِخ ) عورتا. رجوع به عورتا شود.
عورتی. [ ع َ / عُو رَ تا ] ( اِخ ) عورتا. رجوع به عورتا شود.
عورتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زار میگفت ای خدای کارساز عورتیام مانده از هر کار باز
💡 عورتی گر زین پشیمانی خورد کی توان گفتن ز نادانی خورد
💡 عورتی را زهره کردن مسخ بود خاک و گل گشتن نه مسخست ای عنود
💡 طمع مدار که در حشر حله ها پوشی نکرده رحمت بر عورتی که عریان است
💡 بی عمل رفتن به محشر آنچنان دان کز قیاس عورتی را بر ملای خلق عریان داشتن
💡 عورتی را کودکی گم گشته بود دل از آن دردش بخون آغشته بود