لغت نامه دهخدا
( عوافة ) عوافة. [ ع ُ ف َ ] ( ع اِ ) بمعنی عُواف است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عُواف شود. || شبگرد. ( منتهی الارب ).
( عوافة ) عوافة. [ ع ُ ف َ ] ( ع اِ ) بمعنی عُواف است. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به عُواف شود. || شبگرد. ( منتهی الارب ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عتاب بن علاق يكى از اشراف بنى عوافه گفت نماز ما از دولت سرشما قضا شد، همين قدر كه خواندى كافى است. خداوند خيرى به تو ارزانى ندارد. سپسمشتى خاك و شن از كف برداشت و به صورت استاندار پاشيد.