عنقا شدن
مترادفها
افسانهای شدن، خیالی شدن
لغت نامه دهخدا
عنقا شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غائب و ناپدید شدن. ( آنندراج ):
شاهباز طبع ملا بال هر جا باز کرد
فکر صائب را علاجی نیست جز عنقا شدن.صائب ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
غائب و ناپدید شدن
جمله سازی با عنقا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاهباز طبع ملا بال هر جا وا کند فکر صائب را علاجی نیست جز عنقا شدن
💡 برخی از رویاهای بسیار بزرگ و غیرممکن، اگر با پشتکار و تلاش مداوم همراه باشند، ممکن است در نهایت به واقعیت تبدیل شده و عنقا شوند.
💡 در متون ادبی قدیمی، شاعر از واژه عنقا شدن برای توصیف رسیدن به مقامی بسیار بلند و دور از دسترس برای انسانهای معمولی استفاده میکرد.
💡 اگر میخواهیم ایدههای انتزاعی و خام خود را به پروژههای عملی تبدیل کنیم، باید برای عنقا شدن آنها برنامهریزی بسیار دقیق و علمی داشته باشیم.