عمویی

لغت نامه دهخدا

عمویی. [ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاوید بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون. 230 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و انگور است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
عمویی. [ ع َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون. 190 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه شاپور و محصول آن غلات و صیفی است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).

جمله سازی با عمویی

💡 عمویی توانست در یازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی با کسب ۷۹۲ هزار و ۹۶۴ رأی، به عنوان نفر نهم از حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات، اسلامشهر و پردیس از استان تهران انتخاب گردد.

💡 صلاحیت رهبران حزب توده ایران مانند کیانوری و محمد علی عمویی و تعدادی دیگر برای انتخابات مجلس اول تأیید شد و این در حالی بود که ایدئولوژی حزب توده از سوی حکومت جدید به کفر تعبیر می‌شد.

💡 تئاتر فردوسی در آبان ۱۳۲۶ توسط تاجر معروفی به نام عبدالکریم عمویی (وثیقی) تأسیس شد و گروه تئاتری عبدالحسین نوشین به این تماشاخانه منتقل شد.

💡 تئاتر فردوسی در سال ۱۳۲۵ (۱۹۴۶) توسط عبدالحسین نوشین عمویی، وثیقی بنیانگذاری شد که مقررات اجرای نمایش به سبک اروپایی داشت

💡 اعضای حزب توده: نورالدین کیانوری، احسان طبری، محمدعلی عمویی، منوچهر بهزادی، فرج‌الله میرزایی، مریم فیروز، رفعت محمدزاده، هوشنگ ناظمی، محمد پورهرمزان، ملک‌تاج محمدی، سیاوش کسرایی، محمود سیدروغنی، فاطمه ایزدی، هوشنگ شهلایی.

💡 آلکس سانگ پسر عمویی به نام ریگوبرت سانگ دارد که وی هم بازیکن فوتبال و در پست هافبک بوده‌است. آلکس برای تیم ملی کشورش در جام جهانی ۲۰۱۰ آفریقا جنوبی به میدان رفته‌است.