عملاق

مترادف‌ها

غول، عظیم‌الجثه، تنومند، بسیار بزرگ

متضادها

کوتوله

لغت نامه دهخدا

عملاق. [ ع ِ ] ( ع ص ) آنکه بظرافت فریبد مردم را. ( از منتهی الارب ). کسی که با ظرافت خویش ترا بفریبد. ( از اقرب الموارد ).
عملاق.[ ع ِ ] ( اِخ ) ابن لاوذ. فرزندان او عمالقه هستند که از اقوام باستانی حجاز باشند. رجوع به عمالقة شود.

فرهنگ فارسی

ابن لاوذ فرزندان او عمالقه هستند که از اقوام باستانی حجاز باشند

جمله سازی با عملاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بـيـشـتـر مـفـسـران گـفـتـه انـد: نـخـسـتـيـن شـهـرى كـه سـر راه بـنـىاسـرائيـل قـرار داشـت، اريـحـا بـود و بـنـى اسـرائيـل مـجـبـود بـودنـد كـه بـااهـل آن شـهـر بـجـنـگـنـد تـا آن جـا را فـتـح نـمـايـنـد و در آن شـهـر مـردمـانـى قـوىهيكل و نيرومند زندگى مى كردند كه عموماً گفته اند:0عمالقه ) يعنى فرزندان عملاق بنلاوذ بن سام بن نوح بوده اند و در نقلى است كه آن ها باقى ماندگان قوم عاد بودند كهعوج بن عناق در آن ها بود.

💡 شرکت‌های تکنولوژی بسیار بزرگ و عملاق مانند گوگل و اپل، بخش بزرگی از بازار جهانی نرم‌افزار و سخت‌افزار را در اختیار خود دارند.

💡 در اساطیر باستان، موجودات عملاق و قدرتمند به عنوان نگهبانان کوه‌ها و طبیعت شناخته می‌شدند که هیبت آن‌ها همه را می‌ترساند.

💡 این ساختمان بلندمرتبه مانند یک موجود عملاق در میان آسمان‌خراش‌های شهر ایستاده است و منظره‌ای بسیار متفاوت به شهر بخشیده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران