لغت نامه دهخدا
علی الاتفاق. [ ع َ لَل ْ اِت ْ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) اتفاقاً. تصادفاً. بطور اتفاقی. اتفاق را. از اتفاق. برحسب تصادف. || متفقاً. متحداً.
علی الاتفاق. [ ع َ لَل ْ اِت ْ ت ِ ] ( ع ق مرکب ) اتفاقاً. تصادفاً. بطور اتفاقی. اتفاق را. از اتفاق. برحسب تصادف. || متفقاً. متحداً.
اتفاقا تصادفا.
اتفاقا تصادفا متفقا متحدا
💡 شنیدم که وقتی علی الاتفاق سفر کرد عطّار سوی عراق