علم عروض

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] آن را علم عروض خواندند که معروض ٌعلیه شعر است، یعنی شعر را بر آن عرض کنند تا موزون آن از ناموزون پدید آید و مستقیم از نامستقیم ممتاز گردد.
(ع ص، اِ) شتر ماده ریاضت نایافته. کرانه و گوشه. ناحیه. راه در کوه. راه که در دامنه کوه و در تنگنا باشد. ج، عُرُض. مضمون کلام. فحوی و معنای کلام. عرفت فی عروض کلامه؛ از فحوی و معنی کلام او دانستم.از جایی که پیش آید کسی را وقت رفتن. مکانی که هنگام حرکت به پیش تو درآید. بسیار از چیزی. کثیر از شی. ابر. غیم و سحاب.طعام. گوسپند و شتر که خار خورد از بی علفی یا عام است. آنچه از گوسفند و غنم که به خار روی بیاورد و آن را بچرد. از حاجت و از آن جمله است که گویند: هورکوض بلا عروض؛ یعنی او دونده و حرکت کننده ای است بدون حاجتی که برای او پیش آمده باشد. و آن را به صورت هو ربوض بلاعروض نیز گفته اند. نظیر و مانند، گویند: هذه المسألة عروض هذه؛ یعنی این مسأله نظیر این یکی است.
عروض خیمه؛ چوبی باشد که خیمه بدان قائم ماند. اصطلاح عروض جزو آخر مصراع اول از شعر، اسم است. آن را سالم باشد یا متغیر و مؤنث آید. جزء اخیر از شعر اول، سالم باشد یا متغیر و مؤنث است. آخرین جزء از شطر اول بیت. رکن آخر از مصراع اول بیت. مصراع اول به اصطلاح عروضیان، عروض باشد.
جزء اخیر از نصف اول از بیتی. جزو اخیر مصرعه اول هر بیت را عروض گویند. ج، اَعاریض و آن جمع بر غیر قیاس باشد و گویی که جمع اعریض است. علمی است معروف که بدان اوزان بحور دریافته میشوند.میزان شعر. ترازوی شعر. علمی است که میزان شعر از آن موزون کنند. معرفت اصولی چند که از آنجا احوال بحور و اوزان شعر معلوم کنند. از میزان کلام منظوم است همچنانکه نحو میزان کلام منثور است. و آن مؤنث است. ج، أعاریض. فن شناختن وزنها و بحرهای اشعار. میزان سخن منظوم که از اشعار بحث کند. نام علمی از دوازده قسم علم نزد عرب که در این دو بیت نام آنها را گنجانیده اند:
                      
سبب نامیدن آن را به «عروض» چنین گفته اند که موزون از ناموزون بوسیله آن شناخته میشود و یا چون آن ناحیه و قسمتی از علوم است و یا به سبب آنکه صعب و سخت می باشد و یا به این جهت است که شعر را بر آن عرضه می دارند و یا این که چون در مکه بر خلیل بن احمد الهام شد بدین نام خوانده شده است.
سیفی در وجه تسمیه آن وجوه بسیار نوشته است، مِن جمله آن دو وجه است که خلیل بن احمد در مکه مبارکه به این علم ملهم شده، یکی از اسمای مکه عروض است، این علم را به اسم مکه خوانند تیمناً. یا آنکه عروض به معنی معروض است. این علم نیز معروض ٌعلیه شعر است که شعر را بر آن عرض می کنند تا موزون از ناموزون جدا شود. آن را از بهر آن عروض خواندند که معروض ٌعلیه شعر است، یعنی شعر را بر آن عرض کنند تا موزون آن از ناموزون پدید آید و مستقیم از نامستقیم ممتاز گردد و آن فعولی است به معنی مفعول، چنانکه رَکوب به معنی مرکوب و حَلوب به معنی محلوب.

جمله سازی با علم عروض

💡 خليل بن احمد و مردم بصره  خليل بن احمد را (از مشايخ اهل فضل و ادب و مؤ سس علم عروض ) زندگى و معيشت دربصره تنگ شد، و از بصره بقصد خراسان حركت كرد.

💡 جیحون یزدی در سال ۱۲۱۶ خورشیدی در محلهٔ گازرگاه یزد زاده شد. نسبت او از سوی پدر به شاه شجاع، از امرای آل مظفر می‌رسد. در نوجوانی صرف و نحو عربی و علم عروض را آموخت. او به حرفه حکاکی نیز مشغول بود. در دورهٔ جوانی وی چند سالی را در هند و پس از آن در بنادر جنوب سپری کرد و سپس به عراق مهاجرت نمود. جیحون همچنین سه سال نیز در اسارت ترکمن‌ها بود.

💡 خلیل بن احمد، سال‌ها به تدریس عروض عربی مشغول بود، و گفته می‌شود که رساله‌ای به نام العروض نیز تدوین کرده‌است (گرچه برخی احتمال می‌دهند که پژوهش‌های او درزمینهٔ عروض فقط به‌شکل شفاهی بوده‌است). او به بررسی و طبقه‌بندی اوزان شعر عرب پرداخت. پیش از او علم عروض درمیان اعراب سابقه‌ای نداشته‌است مذهب خلیل شیعه بود.

💡 خليل بن احمد را (از مشايخ اهل فضل و ادب و مؤ سس علم عروض ) زندگى و معيشت دربصره تنگ شد، و از بصره بقصد خراسان حركت كرد.

💡 يكى از شعرا در كتابى كه در علم عروض تاءليف نموده است گفته است هر كه به سرعتتمام چند مرتبه پشت سر هم بگويد: ((خواجه تو چه تجارتى دارى ؟ به تو چه كهچه تجارتى دارم )).

💡 در علم عروض فارسی، اساس وزن بر سه حرفِ «ف» و «ع» و «ل» قرار دارد، و واژگان بر اساس هجایی که دارند، به سه دسته تقسیم می‌شوند به نام‌های (۱) سبب، (۲) وَتَد، (۳) فاصله. این طبقه‌بندی افاعیل را مدار اوزان می‌نامند.