علاک

لغت نامه دهخدا

علاک. [ ع َ ] ( ع اِ ) آنچه خاییده شود. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ): ماذاق علاکاً؛ نچشیده است چیزی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
علاک. [ ع َ / ع ُ ] ( ع اِ ) درختی است حجازی. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ).
علاک. [ ع ُ ] ( ع اِ ) چیزی که اندک خاییده شود. ( ذیل اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
علاک. [ ع َل ْ لا ] ( ع ص ) صمغفروش. ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

صمغ فروش

جمله سازی با علاک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 علاک در مرز تو چون دید، همانگاه دانست که از در... ر پسر عبد

💡 و للّه سرّ فی علاک و انّما کلام العدی ضرب من الهذیان‌

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران