عقوبت کردن

مترادف‌ها

مجازات کردن، تنبیه کردن

متضادها

پاداش دادن، بخشیدن، موهبت کردن

لغت نامه دهخدا

عقوبت کردن. [ ع ُ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بعمل آوردن عقوبت بر کسی. ( آنندراج ). مجازات کردن. تنبیه کردن. سیاست کردن. انهاک. تمثیل. تنکیل. تنهکة. معاقبة: هارون پوشیده کسان گماشته بود تا هر کس زیردار جعفر گشتی و تندمی و توجعی نمودی... نزدیک وی آوردندی و عقوبت کردندی. ( تاریخ بیهقی ص 190 ).
خشمت نکرد کس را الا به حق عقوبت
عفوت نکرد کس راالا به حق محابا.میرمعزی ( از آنندراج ).عقوبت مکن عذرخواه آمدم
به نزدیک تو روسیاه آمدم.نظامی ( از آنندراج ).عدل است اگر عقوبت ما بیگنه کنی
لطف است اگر کشی قلم عفو بر خطا.سعدی.حرکتی از او در نظر سلطان ناپسند آمد، مصادره فرمود و عقوبت کرد. ( گلستان ). بنده را دست و پا بسته عقوبت همی کرد. ( گلستان ). عفو؛ عقوبت ناکردن مستحق عذاب را. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - شکنجه دادن عذاب کردن ۲ - جزای کار بد و گناه را دادن سیاست کردن.

جمله سازی با عقوبت کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ اگر چنان کنید، پس بدانید که خدای تواناست و دانا و عقوبت کردن را توان دارد، آنچه از آن باز زند بدانش باز زند، و آنچه فرماید بدانش فرماید.

💡 وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ و آگاهی بداد خداوند تو لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ که بر جهودان می‌انگیزاند إِلی‌ یَوْمِ الْقِیامَةِ تا بروز رستاخیز پیوسته مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ کسی که ایشان را می‌رنجاند و عذاب می‌چشاند إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ الْعِقابِ خداوند تو زود توان است عقوبت کردن را وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ (۱۶۷) و آمرزگار و بخشاینده است تائب را.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران