عفاری

لغت نامه دهخدا

عفاری. [ ع َ را ] ( ع اِ ) ج ِ عفریة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عفریة شود.
عفاری. [ ع ُ ی ی ] ( ع ص ) نیکو: نصل عفاری؛ پیکان نیکو. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

جمله سازی با عفاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدت وزارت عفاری چند ماه بیشتر به طول نینجامید و جای خود را به دکتر منوچر اقبال داد و به ریاست شرکت بیمه ایران رسید. در سال ۱۳۳۰ در زمان نخست‌وزیری دکتر مصدق حکم استانداری فارس برایش صادر شد اما پیش از آنکه راهی شیراز شود، درگذشت.

💡 انسان خردمند ایدالتو یک زیرگونه منقرض شده از انسان خردمند است که در حدود ۱۶۰٫۰۰۰ سال پیش در دورهٔ پلیستوسن در آفریقا می‌زیسته‌است. لغت ایدالتو از زبان عفاری می‌آید و به معنای «قدیم تر یا اول زاده شده» است.

💡 زبان‌های رسمی آن عربی و فرانسوی است اما بیشتر مردم به دو زبان عفاری و سومالی صحبت می‌کنند. دو قوم اصلی ساکن این کشور عفارها و سومالی‌ها هستند بقیهٔ جمعیت هم اروپایی (عمدتاً فرانسوی و ایتالیایی)، عرب و اتیوپیایی می‌باشند.

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز