عطاده

لغت نامه دهخدا

عطاده. [ ع َ دِه ْ ] ( نف مرکب ) عطادهنده. بخشنده عطا:
از عطای کف عطاده تو
یک جهان شاکرند و تو مشکور.سوزنی.بجای کف سخاگسترو عطاده او
سحاب سفله بود کان بخیل و بحر لئیم.سوزنی.پیش کف عطاده تو محیط
همچو پیش محیط جوی رود.سوزنی.

جمله سازی با عطاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کف عطاده او را ندید کس که نبیند دو کف بکف ثریا همان عطا بعطا بر

💡 کار عدو بدست مراد تو داده شد خواهی دهم عطاده و خواهی صدم فرست

💡 فیق احسان و مکرمت چه بدس تت جواد عطاده و به تو

💡 در جهان با کف عطاده او همچو سیمرغ و کیمیاست فقیر

💡 از عطای کف عطاده تو یک جهان شاکرند و تو مشکور

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
تخریط یعنی چه؟
تخریط یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز