لغت نامه دهخدا
عسل وار. [ ع َ س َ ] ( ص مرکب ) مانند عسل. ( از فرهنگ فارسی معین ). چون عسل: تا از مفردات اجزاء آن مرکبی بفرط امتزاج عسل وار حاصل آمد. ( مرزبان نامه ص 5 ).
عسل وار. [ ع َ س َ ] ( ص مرکب ) مانند عسل. ( از فرهنگ فارسی معین ). چون عسل: تا از مفردات اجزاء آن مرکبی بفرط امتزاج عسل وار حاصل آمد. ( مرزبان نامه ص 5 ).
( صفت ) مانند عسل: تا از مفردات اجزائ آن مرکبی بفرط امتزاج عسل وار حاصل آمد...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هل تا کشد تو را نه که آب حیات اوست تلخی مکن که دوست عسل وار میکشد