عریض شدن
مترادفها
پهن شدن، گسترده شدن، فراخ شدن
متضادها
باریک شدن
لغت نامه دهخدا
عریض شدن. [ ع َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پهن شدن. پهناور شدن. فسیح شدن. عرض پیدا کردن. اتساع یافتن. متسع شدن. باپهنا گشتن. و رجوع به عریض شود.
فرهنگ فارسی
پهن شدن پهناور شدن
جمله سازی با عریض شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تکنیکهایی نیز وجود دارند که از عریض شدن خطوط پراش، واریانس پیکها، ضرایب فوریه و… برای شناسایی عیوب خطی، عیوب صفحهای، اندازهٔ ناحیهٔ همدوس، پاراکریستالی بودن، کرنش در شبکه و … استفاده میکنند.
💡 با گذشت زمان و تغییرات اقلیمی، سطح آب دریاها در برخی مناطق دچار تغییر شده و باعث عریض شدن تدریجی سواحل و تغییر خط ساحلی شده است.
💡 در فرآیند تولید برخی مواد شیمیایی، با افزایش دما، پدیده عریض شدن سطح واکنش در ظرف آزمایشگاهی مشاهده میشود که نیاز به کنترل دقیق دارد.
💡 گسترش شهرنشینی باعث عریض شدن حریم مناطق مسکونی و کاهش پهنه سبزهای طبیعی در اطراف کلانشهرها شده است که این یک چالش بزرگ محیطزیستی است.