عرضه داشت

لغت نامه دهخدا

عرضه داشت. [ ع َ ض َ / ض ِ ] ( اِ مرکب ) تظلم و دادخواست از روی عجز و فروتنی. ( ناظم الاطباء ): چون بدانجا رسید عرضه داشتی ارسال نمود. ( حبیب السیر چ طهران ج 3 ص 179 ).

فرهنگ فارسی

تظلم و دادخواست از روی عجز و فروتنی چون بدانجا رسید عرضه داشتی ارسال نمود

جمله سازی با عرضه داشت

💡 يونس (عليه السلام ) ناراحت شد و عرضه داشت: الهى من هم از اين عذاب كه فرار كردم،با اينكه از رحمت و رافت و صبر و توابيت تو خبر داشتم، پروردگارا پس جان مرابگير، كه ديگر مرگ از زندگى برايم بهتر است، خداى تعالى فرمود: اى يونس آياجدا از اين كار خودت غصه دار شدى ؟ عرضه داشت: آرى، پروردگارا.

💡 روزى شيطان به پيشگاه حضرت احديّت عرضه داشت، سپاس و ستايش حضرت ايّوب ازاين جهت است كه همه نعمتها را بر او تكميل كرده اى اگر اينمال و منال و ثروت و اولاد را از او بگيرى هرگز زبان به شكر و ستايش باز نمى كند.

💡 و خداوند همه ى اسماء (حقائق و اسرار هستى ) را به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى گوييد، از اسامى اينها به من خبر دهيد؟

💡 آن شخص بسيار تعجّب كرد و عرضه داشت: يا ابنرسول اللّه ! چگونه تشخيص دادى كه من يكى از آن ها مى باشم ؟!

💡 و در تفسير عياشى از اسباط بن سالم روايت آورده كه گفت: نزد امام صادق (عليه السلام) بودم مردى وارد شد، و عرضه داشت از معناى كلام خداى تعالى مى فرمايد: