لغت نامه دهخدا
مفند. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) آنکه نمی داند که چه می گوید از پیری. ( مهذب الاسماء ). تباه خرد و رای از پیری و نگویند عجوز مفندة، بدان جهت که او در اصل عقل ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
مفند. [ م ُ ن ِ ] ( ع ص ) آنکه نمی داند که چه می گوید از پیری. ( مهذب الاسماء ). تباه خرد و رای از پیری و نگویند عجوز مفندة، بدان جهت که او در اصل عقل ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).