عرش روان

لغت نامه دهخدا

عرش روان. [ ع َ رَ ] ( اِ مرکب ) بر عرش روندگان. کنایه از انبیاء و اولیاء است. ( انجمن آرا ). کنایه از انبیاء و اولیاء و اهل اﷲ و اهل دل باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). عرش وران:
سدره نشینان سوی او پر زنند
عرش روان نیز همین در زنند.نظامی.عرش روانی که ز تن رسته اند
شهپر جبریل بدل بسته اند.نظامی.

فرهنگ فارسی

بر عرش رونده کنایه از انبیائ و اولیائ است

جمله سازی با عرش روان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دامن عصمت بمیان بر زده سر ز دل عرش روان بر زده

💡 عرش روان از طیرانند مست ذیل فرو هشته بامید دست