عرسی

لغت نامه دهخدا

عرسی. [ ع ِ سی ی ] ( ص نسبی ) رنگ ابن عرس و راسو. ( از اقرب الموارد ). || رنگی است. ( منتهی الارب ). رنگی شبیه به رنگ راسو. ( ناظم الاطباء ). رنگی است به رنگ ابن عرس. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با عرسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیر عشق آنجا به عرسی پاره می‌کرد آسمان من نصیبه شانه دانی بی‌گمان آورده‌ام

💡 خر کی را به عرسی خواندند خر بخندید و شد از قهقهه سست

💡 چون عرسی که به مشاطه کند بدخوئی از حیا چشم تو با سرمه بود بر سر جنگ

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز