عتائق
مترادفها
عتیقهها، آثار باستانی، اشیاء قدیمی
لغت نامه دهخدا
عتائق. [ ع َ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عتیقه. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). رجوع به عتیقه شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) مونث عتیق جمع عتائق ( عتایق ). یا آثار عتیقه. آثار باستانی.
جمله سازی با عتائق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 السجود الجسمانى هو وضع عتائق الوجوه على التراب واستقبال الارض بالراحتين و الكفين و اطراف القدمين مع خشوع القلب و اخلاص النية؛
💡 السجود الجسمانى هو وضع عتائق الوجوه على التراب واستقبال الارض بالراحتين و الكفين و اطراف القدمين مع خشوع القلب و اخلاص النية