لغت نامه دهخدا
( عایلة ) عایلة. [ ی ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عایل.
( عایلة ) عایلة. [ ی ِ ل َ ] ( ع ص ) مؤنث عایل.
(یِ لِ ) [ ع. عائلة ] (اِ. ) زن و فرزند، خانواده.
زن وفرزندواهل خانه مردکه نانخوراوباشند، خانواده
۱ - ( صفت ) مونث عایل. ۲ - ( اسم ) زن و فرزند مرد. ۳ - خانواده.
عائلة
زن و فرزند، خانواده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد بازگشت خانودهاشان به تاجیکستان، تهمینه مکتب میانه را در شهر دوشنبه ختم نموده، حجّتهایش را به فکولتیت حقوق فیلیل دانشکدة روابط ملّی و منطقوی مسکو در دوشنبه (به روسی: Московский Институт национальных и региональных отношений) داخل شد. پس از ختم کورس اوّل بنا بر سبب عایلهدار شدن و به مسکو نرفت و او را از دانشگاه خارج کردند.