لغت نامه دهخدا
عاطی. ( ع ص ) گیرنده. و در مثل است که عاط بغیر أنواط؛ أی یتناول ما لامطمع فیه و لامتناول؛ یعنی کاری میکند که فائده ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عاطی. ( ع ص ) گیرنده. و در مثل است که عاط بغیر أنواط؛ أی یتناول ما لامطمع فیه و لامتناول؛ یعنی کاری میکند که فائده ندارد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
گیرنده
اسم: عاطی (پسر) (عربی) (تلفظ: ati) (فارسی: عاطی) (انگلیسی: ati)
معنی: بخشنده
💡 بنه عاطی، روستایی از توابع بخش چغامیش شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.