لغت نامه دهخدا
عاطس. [ طِ ] ( ع ص ) عطسه دهنده. || آهوئی که پیش آید ترا. || ( اِ ) صبح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عاطس. [ طِ ] ( ع ص ) عطسه دهنده. || آهوئی که پیش آید ترا. || ( اِ ) صبح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
عطسه دهنده یا صبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 261- حديث مذكور را بخارى در (الجامع الصحيح 1/135) آورده كه معاوية بنحكم سلمى در اثناء نماز به (تسميت عاطس ) زبان گشود. مسلم نيز در (الجامعالصحيح 1/203) اين حديث را ياد كرده است.
💡 تسميت عاطس، يعنى عطسه كسى را مثلا با جمله (يرحمكم الله ) پاسخ گويند.