طمطم

لغت نامه دهخدا

طمطم. [ طِ طِ ] ( ع ص ) رجل ٌ طمطم؛ مرد سخن ناسره گوی. خلاف فصیح. رجل طمطمی.( منتهی الارب ). مرد غیرفصیح که زبانش درست نباشد. ( منتخب اللغات ). بسته زبان. ج، طماطم. ( مهذب الاسماء ).
طمطم. [طَ طَ ] ( اِ ) تمتم که سماق باشد. ( فهرست مخزن الادویه ). سماق. ( اختیارات بدیعی ) ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

رجل طمطم مرد سخن ناسره گوی خلاف فصیح بسته زبان.

جمله سازی با طمطم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و اين چهار فن با فن پنجمى كه نظير آنها است، و از كيفيتتبديل صورت يك عنصر، بصورت عنصرى ديگر بحث مى كند يعنى علم كيميا همه را علومخفيه پنجگانه مى نامند كه مرحوم شيخ بهائى درباره آنها فرموده: بهترين كتابيكه دراين فنون نوشته شده، كتابى است كه من آنرا در هرات ديدم، و نامش (كله سر: همه اشسر) بود، كه حروف آن از حروف اول اين چند اسم تركيب شده، يعنى كاف كيميا و لامليميا، و هاء هيميا، و سين سيميا و راء ريميا، اين بود گفتار مرحوم بهائى. و نيز از جملهكتابهاى معتبر در اين فنون خفيه كتاب (خلاصه كتب بليناس و رساله هاى خسروشاهى، وذخيره اسكندريه و سر مكتوم تاءليف رازى و تسخيرات سكاكى ) واعمال الكواكب السبعه حكيم طمطم هندى است.

💡 اين علوم را علوم پنج گانه سرّى نام گذارى كرده اند و شيخ بهايى (ره ) مى گويد: بهترين كتابى كه درباره اين علوم نوشته شده، كتابى است كه در شهر هرات آن را مشاهده كردم به نام كُلُّه سِرّ كه برگرفته از حروف اوّل نام اهى اين علوم است و از جمله كتاب هاى معتبر در اين علوم است خلاصة كتب بليناس و رسائل خسروشاهى و الذخيرة الا سكندرية و السر المكتوم رازى و التسخيرات سكاكى و اءعمال الكواكب السبعة حكيم طمطم هندى.