لغت نامه دهخدا
طلطل. [ طُ طُ ] ( ع اِ ) بیماری پیوسته. ( منتهی الارب ).
طلطل. [ طَ طَ ] ( اِخ ) نام رودباری است نزدیک حلب. ( معجم البلدان ).
طلطل. [ طُ طُ ] ( ع اِ ) بیماری پیوسته. ( منتهی الارب ).
طلطل. [ طَ طَ ] ( اِخ ) نام رودباری است نزدیک حلب. ( معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابو طلطل (به عربی: أبو طلطل) یک روستا در سوریه است که در استان حلب واقع شدهاست. ابو طلطل ۵٬۰۰۰+ نفر جمعیت دارد.