طبقات نژادی
مترادفها
گروههای نژادی، ردههای نژادی
لغت نامه دهخدا
طبقات نژادی. [ طَ ب َ ت ِ ن ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) شعب مختلف از یک نژاد: طبقات نژادی عرب شش است: شعب: مانند مضر. قبیله: مانند کنانه. عماره: مانند قریش. بطن: مانند قصی. فخذ:مانند هاشم. فصیلة: مانند بنوعباس. ( سمعانی ص 6 ).
فرهنگ فارسی
شعب مختلف از یک نژاد یا طبقات نژادی عرب: شش است شعب مانند مضر قبیله مانند کنانه عماره: مانند قریش بطن: مانند قصر فخذ: مانند هاشم. فصیله: مانند بنوعباس.
جمله سازی با طبقات نژادی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 توما سانکارا در خانوادهای کاتولیک در یاکو زاده شد. او از تیره سیلمی-موسی بود. تیرهٔ نژادی که از ازدواج بین مردان موسی و زنان روستایی فولانی به وجود میآید و در سلسله طبقات نژادی موسی، نازلترین درجات را دارد. خانواده توما میخواستند او کشیش کاتولیک شود. بعضی منابع اعتقاد دارند که سانکارا با وجود اعتقادات قوی مارکسیستیاش هیچگاه باورهای کاتولیکیاش را رها نساخت.
💡 در بسیاری از جوامع استعماری قدیمی، سیستمهای ناعادلانهای برای جداسازی طبقات نژادی و ایجاد شکاف میان انسانها بر اساس رنگ پوست وجود داشت.
💡 جامعهشناسان معتقدند که تلاش برای از بین بردن طبقات نژادی و تبعیضهای ساختاری، اولین قدم برای رسیدن به عدالت اجتماعی و برابری است.
💡 تاریخ پر از جنگها و درگیریهایی است که ریشه در تلاش برخی گروههای قدرت برای حفظ برتری طبقات نژادی خود بر سایرین داشته است.