طالبه
مترادفها
دانشآموز، شاگرد، هنرجو
متضادها
طالب
لغت نامه دهخدا
( طالبة ) طالبة. [ ل ِ ب َ ] ( ع ص ) مؤنث طالب. || ماچه خر گشن خواه. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با طالبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 40 - كيف يضيع من الله تعالى كافله و كيف ينجو من الله تعالى طالبه و من انقطعالى غيرالله و كله الله اليه و من عمل على غير علم افسد اكثر مما يصلح.
💡 قال الصادق عليه السلام: و ادنى حدّ الاخلاصبذل العبد طاقته ثم لا يجعل لعمله عنداللّه قدرا فيوجب به على ربّه مكافاة بعمله لعلمهانّه لو طالبه بوفاء حق العبوديّة لعجز امام صادق عليه السلام فرمود: كم تريننشانه اخلاص آن است كه آدمى در اطاعت و عبادت كوشا باشد و براىعمل خود اهميتى قايل نباشد و خود را در برابر خدا طلب كار نداند، زيرا بنده مى داند كهاگر خدا از بندگان خود عبادت واقعى را خواستار بشود همگان عاجز خواهند بود.
💡 آن طالبۀ بسیار پرتلاش با مطالعهی مستمر و تمرینهای مداوم، توانست در امتحانات نهایی با نمرهای بسیار عالی و درخششان در تمامی دروس دانشگاهی موفق شود.
💡 هر طالبۀ بااستعدادی باید تلاش کند تا با کسب دانش روز و مهارتهای جدید، بتواند در آینده نقش مؤثری در پیشرفت علمی جامعه خود ایفا کند.
💡 در آن مدرسه کوچک روستایی، هر طالبۀ باهوش با وجود کمبود امکانات، همواره به دنبال یادگیری مهارتهای جدید و گسترش دانش و تواناییهای خود بود.